عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 56

طبقات الصوفية ( فارسي )

صحبت او با مشايخ ديگرى چون عبد الواحد بن بكر 83 بو طيب فرخان ، بكران بن احمد جيلى ، احمد بن عطا رودبارى 84 ، محمد نجار استرآبادى 85 ، ابو عبد اللّه رودبارى 86 ، عبد الواحد سيارى 87 ، عبد الوهاب بن احمد الانبارى 88 از طريق طبقات الصوفية باخبر مىشويم كه هركدام ازين بزرگان با بزرگان مشايخ پيشين مرتبط بوده‌اند . ترديدى نيست كه پير هرات از ديدار و مصاحبت چنين پيرى تنها به فيض نقل سى هزار حكايت و املاى سى هزار حديث بسنده نكرده است بلكه چيزهاى ديگرى در عرفان و تصوف نيز از او آموخته است . داستان سفر قبلهء پير هرات و حركت او از خانقاه ابن باكويه به‌سوى رى و بازگشت او از رى و ديدار با خرقانى و مراجعت او به نيشابور و سخن ابن باكويه به هنگام عزيمت او و نقل آن در بازگشت ، خود دليل نوعى ارشاد خواجه عبد اللّه از سوى ابن باكويه است 89 . از مطالب طبقات الصوفية نيز به حرمت و قبول زياد ابن باكويه نزد خواجه عبد اللّه پى مىبريم . پير هرات از بو عبد اللّه باكو دربارهء حلاج سؤال كرده است و جواب شنيده 90 . حلاج شخصيتى بود كه بسيارى از مشايخ را احوال و اقوال او در دنيائى از حيرت و شگفتى و ترديد و دودلى فروبرده بود . پرسشى چنين حساس از هركسى ، آن هم بوسيلهء خواجه عبد اللّه ، نمىتواند به عمل آيد . پرسنده در پاسخ‌كننده بايد آن مايه ادراك و آگاهى ، همراه با اعتقاد و قبول ، سراغ داشته باشد كه پاسخ او بتواند راهگشاى پرسنده باشد . بايد به يادداشت كه ابو عبد اللّه باكو با احمد پسر حسين منصور حلاج در خجند ديدار و صحبت كرده بود 91 . موضوعى ديگر كه بازهم آراى موافق و مخالف مشايخ پيرامون آن كم نيست . موضوع « سماع » است . پير هرات در ديدارها و مصاحبت‌هاى خويش با ابن باكويه بر سر اين موضوع نيز با وى صحبت كرده است و از اطلاعات و آراى او سود برده است 92 . جز اين‌ها بديهى است كه از مجموعه‌اى كه پير هرات به انتخاب خويش از حكايات و سخنان شيخ ابو عبد اللّه باكو فراهم آورده بود ، جلوه‌هائى در طبقات الصوفية او يافته شود . تعداد اقوال و حكاياتى كه پير هرات از زبان